خر حیدرحمامی

می دانیم که ادبیات غنی ایرانی پرازضرب المثلها وکلمات وعبارات غنی است

که دنیائی ازمعانی راباخودحمل می کند.ادباء بزرگی دراین زمینه زحمات زیادی کشیده اند.صادق هدایت – علامه دهخدا در4 جلدی چرندوپرند – ابوالحسن نجفی با( فرهنگ عامیانه فارسی 2جلدی) که واقعاکاری کارستان است.مهدی سهیلی جمالزاده و....

امایک نکته جالب بگم وآن اینکه : بعضی ضرب المثلها وجوددارند که موضعی ومنطقه ای است ومختص یک قوم یا قبیله یامحله  خاص وشایدیک دوره زمانی خاص میباشدکه اگرمطرح وبررسی شودجای  خودرادرادبیات فولکریک کلاسیک خیلی خوب بازمی کند.یکی ازاین مواردضرب المثلی است که درروستای ما وروستاهای مجاورپاگرفته است.

حمامهای قدیمی روستاهاخزینه ای بود.چیزی مشابه استخرهای کنونی اماباآب داغ.سوخت برای گرم کردن آب حمام بوته هائی بودکه (( حمامی )) باالاغ ازکوه وبیابان می آوردکه بعداگازوئیلی شد.ویادم هست که مزدحمامی سالانه وتحت عنوان ماجبی (مواجب جمع آن است)به صورت سرانه خانواریانفوس پرداخت می شد.برای دفع فاضلاب ورهائی ازبوی آن حمام رادرحاشیه روستاوورودی دشتهامی ساختند.روستای ما حمامی ای داشته به نام حیدر.ایشان الاغی داشته که همیشه میخ آن کنارحمام کوبیده بوده وهرکس نیازبه الاغ داشته  به اومی داده است ودرعوض میگفته که کمی به خرآذوغه بدهند.به عبارتی الاغ اوعام المنفعه بوده است وهمه سوارش می شده اند.وامروزه به مال وسیله یا اسبابی که همگان ازآن استفاده کنندوکرایه یاهزینه ای هم نپردازند می گویند (( خرحیدرحمامی)).مانند موتوردوست بسیارعزیزم جانبازسرافراز..... که درروستا هرکس نیازداردبدون اجازه ازدرب منزلش میبرد وبعدهم می آوردمی گذارددرب منزلش.یالیوان بنده درمحل کارم که همگانی است.